<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>انجمن هنرهای تجسمی اهواز</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://ahvazart.com/atom.xml" />
   <id>tag:ahvazart.com,1387://1</id>
   <updated>1387-01-05T22:01:42Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">مووبل تایپ 3.35</generator>

<entry>
   <title></title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/45.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.45</id>
   
   <published>1387-01-05T22:00:17Z</published>
   <updated>1387-01-05T22:01:42Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کارهای جدید بابک کاظمی از پلاک های خرمشهر</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/44.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.44</id>
   
   <published>1386-10-24T19:36:34Z</published>
   <updated>1386-10-25T21:55:03Z</updated>
   
   <summary>بابک کاظمی عکاس جوانی است که جدیدا آثار او را در چندین جشنواره و نمایشگاه عکس دیده ایم. مجله عکس نیز روی جلد و چندین صفحه داخلی خود را در شماره های گذشته به نمایش آثار او اختصاص داده بود...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="news" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      <![CDATA[<img src="http://ahvazart.com/pic/newspic/pelak-kh.jpg"  />بابک کاظمی عکاس جوانی است که جدیدا آثار او را در چندین جشنواره و نمایشگاه عکس دیده ایم.
مجله عکس نیز روی جلد و چندین صفحه داخلی خود را در شماره های گذشته به نمایش آثار او اختصاص داده بود .مجموعه قورباغه های له شده و ...

]]>
      <![CDATA[بابک کاظمی عکاس جوانی است که جدیدا آثار او را در چندین جشنواره و نمایشگاه عکس دیده ایم.
مجله عکس نیز روی جلد و چندین صفحه داخلی خود را در شماره های گذشته به نمایش آثار او اختصاص داده بود .مجموعه قورباغه های له شده ،مجموعه ماهی و گربه از کارهای اوستکه بصورت مجموعه ای کارشده ،فضایی خاص در آثار این عکاس اهوازی دیده می شود.این 3 عکس از مجموعه عکس هایی است که او از پلاک های شهر خرمشهر کار کرده.کل این عکسها قرار است به نمایش در آیند.
<a href="http://ahvazart.com/pic/newspic/1174956288.php" onclick="window.open('http://ahvazart.com/pic/newspic/1174956288.php','popup','width=450,height=293,scrollbars=no,resizable=no,toolbar=no,directories=no,location=no,menubar=no,status=no,left=0,top=0'); return false"><img src="http://ahvazart.com/pic/newspic/1174956288-thumb.jpg" width="225" height="146" alt="" /></a>
]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>خوزستاني‌ها با قدرداني از پيشكسوتان به استقبال روز صنايع‌دستي مي‌روند</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/43.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.43</id>
   
   <published>1386-10-24T19:34:51Z</published>
   <updated>1386-10-25T21:58:53Z</updated>
   
   <summary>عدادي از صنعتگران خوزستاني به مناسبت روز جهاني صنايع دستي مورد تقدير قرار مي­گيرند. خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ خوزستاني‌ها كه به دليل گرماي هوا نمي‌توانند در روز جهاني صنايع‌دستي، نمايشگاه برگزار كنند، با قدرداني از پيشكسوتان...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="news" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      <![CDATA[<img src="http://ahvazart.com/pic/newspic/ghali2h.jpg"  />عدادي از صنعتگران خوزستاني به مناسبت روز جهاني صنايع دستي مورد تقدير قرار مي­گيرند.     
خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ خوزستاني‌ها كه به دليل گرماي هوا نمي‌توانند در روز جهاني صنايع‌دستي، نمايشگاه برگزار كنند، با قدرداني از پيشكسوتان به استقبال اين روز مي‌روند.]]>
      عدادي از صنعتگران خوزستاني به مناسبت روز جهاني صنايع دستي مورد تقدير قرار مي­گيرند.     

خبرگزاري ميراث‌فرهنگي ـ گروه فرهنگ و هنر ـ خوزستاني‌ها كه به دليل گرماي هوا نمي‌توانند در روز جهاني صنايع‌دستي، نمايشگاه برگزار كنند، با قدرداني از پيشكسوتان به استقبال اين روز مي‌روند.
بهزاد اميري، معاون صنايع‌دستي سازمان ميراث‌فرهنگي و گردشگري خوزستان در مورد برگزاري برنامه‌هاي روز جهاني صنايع‌دستي به ميراث‌خبر گفت:«گرماي هوا باعث مي‌شود ما نتوانيم در نيمه اول سال نمايشگاه برگزار كنيم و به همين دليل، همايشي با عنوان تجللي از پيشكسوتان صنايع‌دستي اين روز را گرامي مي‌داريم.»19 خردادروز جهاني صنايع دستي است .
اميري اما در مورد مكان برگزاري اين برنامه توضيح داد:«هنوز مكان برپايي نمايشگاه مشخص نشده است. هتل فجر و بيت دوستان از جمله محل‌هايي هستند كه براي برپايي نمايشگاه درنظر گرفته‌ايم و پس از بررسي، يكي از آنها را انتخاب مي‌كنيم.»
او همچنين گفت كه هنوز تعداد افرادي كه بايد مورد تجليل قرار گيرند، تعيين نشده است زيرا در مورد تقدير از صنعتگران جوان هنوز به توافق نرسيده‌اند.
 
سحرآزاد
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>کتاب عکس خرمشهر منتشر مي شود</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/42.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.42</id>
   
   <published>1386-10-24T19:33:57Z</published>
   <updated>1386-10-25T22:00:09Z</updated>
   
   <summary>جلد هشتم از مجموعه کتاب هاي عکس «جنگ تحميلي؛ دفاع مقدس در برابر تجاوز» با عنوان «خرمشهر» به مناسبت سالروز آزادسازي خرمشهر منتشر مي شود. کتاب عکس خرمشهر دربردارنده 250 اثر ناب از عکاسان دفاع مقدس درباره«خرمشهر» است....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="news" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      <![CDATA[<img src="http://ahvazart.com/pic/newspic/azadi-kho.jpg"  />جلد هشتم از مجموعه کتاب هاي عکس «جنگ تحميلي؛ دفاع مقدس در برابر تجاوز» با عنوان «خرمشهر» به مناسبت سالروز آزادسازي خرمشهر منتشر مي شود. کتاب عکس خرمشهر دربردارنده 250 اثر ناب از عکاسان دفاع مقدس درباره«خرمشهر» است.]]>
      جلد هشتم از مجموعه کتاب هاي عکس «جنگ تحميلي؛ دفاع مقدس در برابر تجاوز» با عنوان «خرمشهر» به مناسبت سالروز آزادسازي خرمشهر منتشر مي شود. کتاب عکس خرمشهر دربردارنده 250 اثر ناب از عکاسان دفاع مقدس درباره«خرمشهر» است. اين کتاب را معاونت هنري بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس با همکاري «انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس» گردآوري و چاپ کرده است. جلد هفتم از مجموعه کتاب هاي عکس «جنگ تحميلي؛ دفاع مقدس در برابر تجاوز» نيز با عنوان «زن در دفاع مقدس» چندي پيش از سوي معاونت هنري بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس منتشر شد و در مراسمي ويژه از آن رونمايي به عمل آمد. شش دوره پيشين اين مجموعه کتاب هاي عکس نيز در فاصله سال هاي 1361 تا 1366 از سوي سازمان تبليغات و اطلاع رساني جنگ منتشر شده بود و از آن سال به بعد اين سازمان به بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس تغيير نام داد و چاپ و نشر اين مجموعه کتاب ها را در دستور کار خود قرار داد. در سال 1382موضوع ادامه انتشار اين مجموعه، از سوي انجمن عکاسان انقلاب و دفاع مقدس به بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس پيشنهاد شد و در اولين گام، انتشار جلد هفتم با عنوان«زن در دفاع مقدس» در دستور کار قرار گرفت. 
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بودجه ندهند، فاتحه هنرهاي تجسمي كشور خوانده است.</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/41.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.41</id>
   
   <published>1386-10-24T00:56:18Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:57:04Z</updated>
   
   <summary>رئيس مركز هنرهاي تجمسي مي‌گويد، اگر بودجه تزريق نشود فاتحه هنرهاي تجمسي كشور خوانده است....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      رئيس مركز هنرهاي تجمسي مي‌گويد، اگر بودجه تزريق نشود فاتحه هنرهاي تجمسي كشور خوانده است.
      اعلام خطر رئيس مركز هنرهاي تجمسي
فارس: رئيس مركز هنرهاي تجمسي مي‌گويد، اگر بودجه تزريق نشود فاتحه هنرهاي تجمسي كشور خوانده است.
حبيب‌الله صادقي رييس مركز هنرهاي تجسمي و سرپرست موزه هنرهاي معاصر در گفت‌گوي مشروح با خبرنگار تجسمي فارس درباره مشكلات حوزه هنرهاي تجسمي كشور سخن گفت.
كمبود بودجه ما را از بي‌ينال ونيز بازداشت
حبيب‌الله صادقي درباره بازماندن ايران از شركت در معتبرترين دوسالانه تجسمي دنيا گفت: براي شركت در دوسالانه ونيز از چند سال پيش پيگيري‌هاي لازم را انجام داديم و مذاكراتي هم با چند هنرمند صورت گرفت و آثار اين هنرمندان توسط شوراي علمي ارزيابي شد ولي به دليل عدم اختصاص بودجه مورد نظر متاسفانه از اين بي‌ينال بازمانديم.
وي افزود: جشنواره ونيز يكي از چندين جشنواره‌اي است كه به دليل عدم اختصاص يافتن بودجه لازم از شركت در آن بازمانديم. رديف‌هاي در اختياربخش تجسمي كشور بسيار اندك است و با توجه به استعدادي كه در اين بخش از هنر كشور وجود دارد بايد بودجه اختصاص يافته به اين حوزه 20 برابر شود.
وي در ادامه با اظهار تاسف از غيبت ايران در دوسالانه ونيز گفت: من بسيار متاسفم كه در دوران مديريت من در مركز هنرهاي تجسمي، توفيق همراهي و همكاري با جامعه تجسمي كشور و امكان حضور هنرمندان در اين دوسالانه را نيافتيم و نتوانستيم بودجه‌هايي كه براي شركت در دوسالانه ونيز احتياج داشتيم در اختيار بگيريم و اين در حالي است كه هنرمندان ما در دوره‌هاي قبلي اين دوسالانه بسيار خوش درخشيدند.
نسبت به بودجه اندك حوزه گله‌مندم.
صادقي گفت: حوزه تجسمي كشور كمتر از سينما و موسيقي و تئائر نيست و هنرمندان اين حوزه بدون هيچ تعصبي نقش موثرتري در دنيا نداشته‌اند ولي متاسفانه سازمان‌هايي كه ارزش گذاري مسائل مالي كشور را برعهده‌ دارند، كمترين رقم را به حوزه تجسمي كشور اختصاص داده‌اند كه من به عنوان يك هنرمند و مدير نسبت به آن گله‌مندم.
اين گلايه تنها متوجه ارشاد نيست
صادقي با تاكيد براين كه گلايه‌اش تنها متوجه وزارت ارشاد نيست گفت: اين گلايه به سازمان‌ها و دستگاه‌هايي نظير سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، رايزني‌هاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، مجلس شوراي اسلامي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و... مربوط است كه برنامه‌ريزي بخش تجسمي را در دستور كار خود دارد و بايد برنامه‌ريزي براي حضور در بي‌ينال ونيز و ساير دوسالانه‌هاي تجسمي نيز در دستور كار مديران فرهنگي كشور قرار بگيرد و به بخش هنرهاي تجسمي كشور به عنوان يك رسانه ملي و جهاني بنگرند.
بازخواني پرونده بودجه هنرهاي تجسمي
رييس مركز هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد با تاكيد بر بازخواني پرونده بودجه هنرهاي تجسمي از سوي مسئولين فرهنگي كشور گفت: مسئولين فرهنگي كشور بايد بازخواني جدي در رديف‌هاي مالي در اختيار بخش تجسمي كشور داشته باشند وكساني كه تقسيم اين بودجه را در اختيار دارند بايد اين بودجه را در اختيار اشخاص واقعي قرار دهند تا بتوان به موقع و با اختيار تام براي هنر كشور هزينه كرد.
صادقي تصريح كرد: من به مسئولان فرهنگي كشور گوشزد مي‌كنم كه براي اطمينان از سلامت و دقت در هزينه كردن بودجه بخش هنرهاي تجسمي، متخصصيني را در كنار ما بگمارند تا به سلامت هزينه كردن اين بودجه اطمينان حاصل كنند.
سكوت در برابر درخواست افزايش بودجه
حبيب‌الله صادقي با اشاره به سهم اندك هنرهاي تجسمي از بودجه كشور گفت: جاي سوال است كه چرا در سينما بايد 20 برابر حوزه تجسمي كشور بودجه اختصاص يابد ولي درخواست افزايش بودجه براي بخش هنرهاي تجسمي كشور از مجلس و سازمان‌هاي مربوطه در سكوت گذشته است.
اگر مرا باور نداريد بركنارم كنيد.
رييس مركز هنرهاي تجسمي كشور تصريح كرد: اگر مديران فرهنگي كشور باور دارند كه حبيب صادقي هنرمند انقلاب، خدمتكار و بيرق‌دار اين هنر انقلابي است پس بايد با احترام به او ياری برسانيد تا مشكلات جامعه تجسمي كشور برطرف شود. اگر مرا و افكارم را باور ندارند لطفاً من را بركنار كنند.
وي افزود: من تمام تلاش خودم را كردم و امروز جامعه تجسمي كشور تمامي اين مشكلات را از چشم من مي‌بيند.
اگر مسئولين كشور با حضور من مشكل دارند به صراحت و شفافيت اعلام كنند شايد اشتباه اصلي، انتخاب من به عنوان مدير مركز و موزه‌ هنرهاي معاصر بوده است كه مي‌توان با بركناري من اين اشتباه را جبران كنيد.
چرا حقي سهم نيم درصدي ما ازبين رفت؟
حبيب‌الله صادقي در ادامه به طرح چند سوال پرداخت و گفت: چرا نبايد بتوانيم اكسپوي ملي را برگزار كنيم؟ چرا نمايندگان مجلس بدون آنكه با هيچ مدير و هنرمندي در ميان بگذارند سهم يك درصدي فروش آثار هنري را به نيم درصد و سپس به هيچ تبديل كردند آن هم با اين توجيه كه بيم رانت مي‌رفته است؟
چرا نمايندگان مجلس هنرمندان را به بحث و بررسي اين مسئله دعوت نكردند و ما هيچ پاسخي از سوي آنان دريافت نكرديم؟
چرا رديف‌هاي بودجه در اختيار هنرهاي تجسمي كشور پرداخت نمي‌شود؟
چرا گنجينه موزه هنرهاي معاصر نبايد تكميل شود؟ چرا نتوانستم در دوسالانه بزرگ و نيز شركت كنيم؟ چرا در بحث خريد آثار هنري و برگزاري اكسپو سهم ما از يك درصد به نيم درصد و سپس در سكوت گذشت؟
وي افزود بايد از نمايندگان مجلس سوال شود كه شما به چه حقي كشور را ناديده گرفتيد؟
كدام هنرمند با شهرام جزايري عرب مذاكره داشته است؟ سياسيون بيشتر مذاكره داشتند يا هنرمندان؟  چرا به اهل فرهنگ و هنر توهين روا مي‌داريد؟
چرا بدون هيچ صحبتي با اهالي فرهنگ و هنر سهم نيم درصدي ما را براي فروش آثار هنري ازبين بردند؟
سهم وزارت ارشاد همين گونه بسيار اندك است چه برسد كه سهم نيم درصدي هم نداشته باشيم.
من از وزارت ارشاد طلبكار نيستم
من از وزارت ارشا طلبكار نيستم چرا كه مسئله ما ارشاد نيست بلكه موضوعي ملي است كه در عطف انقلاب در حال وقوع است و من به عنوان يك مدير تجسمي از مقام معظم رهبري و رياست جمهوري ايران مي‌خواهم كه وضعيت آشفته هنرهاي تجسمي كشور را بررسي كنند.
رديف بودجه اختصاص يافته غلط است.
صادقي گفت: رديف بودجه‌هايي كه در اختيار وزارات ارشاد قرار گرفته است غلط است و بايد بازخواني پرونده رديف پرداخت‌ها در وزارت ارشاد مشخص شود. وي در ادامه خطاب به رئيس جمهوري اسلامی ايران خواستار تشكيل شورايي  مركب از نمايندگان مجلس شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شوراي فرهنگ عمومي و شوراي هنر و ارشاد، براي بررسي و بازشناسي مسائل جامعه تجسمي كشور شد.
اقدام پيش از تبديل اين بحران به فاجعه
حبيب‌الله صادقي تاكيد كرد: دوستان من مكدر نباشند رسيدگي به مسائل هنرهاي تجسمي كشور وظيفه دولت، ارشاد و شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه مسئوليني را به كار بگمارند تا اين رنج و بحران‌هاي فرهنگي و اقتصادي مربوط به جامعه تجسمي كشور را برطرف كنند.
وي افزود: من حبيب صادقي نقاش انقلاب اسلامي هستم، اگر سخن و باورهاي مرا قبول  داريد مديراني را به كار بگماريد تا پيش از آن كه اين بحران عمومي در جامعه تجسمي كشور تبديل به فاجعه شود، براي صيانت از آن اقدام كنند.
هنرمندان اعزامي مشخص شده بودند
رييس مركز هنرهاي تجسمي در پاسخ به اين سوال كه گفته مي‌شود مركز هنرهاي تجسمي اسامي هنرمندان اعزامي به بي‌ينال ونيز را مشخص نكرده است، گفت: اين گونه نيست ما حدود پنج شش هنرمند را انتخاب كرده و مذاكراتي نيز با آنها انجام شده بود ولي رديف بودجه مورد نياز به ما پرداخته نشد.
وي از فرشيد مثقالي به عنوان يكي از اين هنرمندان نام برد و گفت: يكي از هنرمنداني كه در اين رابطه با او مذاكره شد آقاي فرشيد مثقالي است كه آثار ايشان نيز مورد بحث و بررسي قرار گفت ولي هيچ پولي نداشتيم كه بتوانيم محلي را براي هنر ايران در دوسالانه ونيز اجاره كنيم.
تا به امروز حفظ آبرو كرده‌ايم
صادقي گفت: من به عنوان حافظه تاريخي انقلاب و چشمي كه مسائل فرهنگي را رصد مي‌كند بسيار رنج مي‌كشم و خطر بزرگي را براي هنرهاي تجسمي كشور احساس مي‌كنم.
وي افزود: ما تا به امروز فقط حفظ آبرو كرده‌ايم و اگر پرونده بودجه  تجسمي كشور بازخواني نشود اوضاع كنوني از اين بدتر هم خواهد شد.
سهم هنرمندان از فروش نفت چقدر است؟
سرپرست موزه هنرهاي معاصر تهران با اشاره به سهم هنرمندان از فروش نفت ايران گفت: سهم هنرمندان از فروش 70 دلاري هر بشكه نفت ايران كجاست؟
وي افزود: با توجه به بودجه دو ميليارد و سيصدي هنرهاي تجسمي در ايران چنين استنباط مي‌شود كه سهم هنرمندان امروز ايران با فروش هر بشكه نفت به قيمت 8دلار محاسبه شده است.
اين درحالي است كه بودجه پيشنهدي ما به دولت براي بخش هنرهاي تجسمي رقمي معادل 8 ميليارد تومان بود.
سفر مطالعاتي به دو ماه تقليل يافت.
 صادقي با اشاره به سفر مطالعاتي هنرمندان به فرانسه گفت: تنها برنامه‌اي كه با وجود تنگناهاي مالي براي هنرهاي تجسمي كشور انجام مي‌شود، سفر مطالعاتي هنرمندان به كشور فرانسه است كه البته اين سفر هم قبلاً سه ماهه بود كه به دليل مشكلات مالي به دو ماه كاهش يافت ولي به هر ترتيب هر ساله بين 20 تا 25 نفر به اين سفر اعزام مي‌شوند.
سرپرست موزه هنرهاي معاصر تهران همچنين در پاسخ به كساني كه نسبت به اعزام هنرمندان به اين سفر مطالعاتي انتقاد مي‌كنند، گفت: اگر بپذيريم كه ما موزه‌اي به نام موزه هنرهاي معاصر داريم و نماينده هنر معاصر ايران در دنيا هستيم پس بايد بودجه‌اي به اين منظور اختصاص يابد و در بخش علمي نيز به معلومات روز خود بيافزاييم و از هنر معاصر دنيا عقب نيفتيم.
در مدت مديريتم شاهد پژمردگي
حبيب‌الله صادقي گفت: حدود يك سال و اندي است كه در موزه هنرهاي معاصر كار مي‌كنم و از نزديك شاهد پژمردگي و پريشان حالي هنرمندان تجسمي كشور هستم.
وي همچنين با اظهار تاسف از تلاش هنرمندان براي برپايي نمايشگاهي در كشورهاي حاشيه خليج‌فارس گفت: چرا هنرمند ايراني بايد آرزوي برپايي نمايشگاهي در كشورهاي حاشيه خليج‌فارس را داشته باشد. كشورهايي كه در حوزه هنر تجسمي و همچنين از نظر فرهنگي و تاريخ و تمدن هزاران سال از ايران عقب‌تر هستند.
با ادامه اوضاع كنوني، فاتحه هنرهاي تجسمي كشور خوانده است.
رييس مركز هنرهاي تجمسي كشور در پايان تاكيد كرد: اگر وضعيت هنرهاي تجسمي كشور به همين وضع پيش رود فاتحه آن خوانده است. وي همچنين گفت: من اعلام استعفا نمي‌كنم ولي اگر وزير ارشاد عذر من را بخواهد خواهم رفت.
ماندن من مشروط به پرداخت بودجه است.
حبيب‌الله صادقي در پايان ماندن خود را در مركز هنرهاي تجسمي مشروط به پرداخت بودجه مورد نياز هنرهاي تجسمي كشور اعلام كرد و گفت: تاكنون ايستاده‌ام تا از كيان هنرهاي تجسمي كشور دفاع كنم. اگر به افكار من باور ندارند اعلام كنند خواهم رفت در غير اين صورت ماندن من شرط دارد كه آه هم تزريق بودجه مورد نياز به بدنه هنرهاي تجسمي كشور است.

((روزنامه عصر کارون-شنبه 12خرداد1386))
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>وروبل Vrubel</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/40.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.40</id>
   
   <published>1386-10-24T00:55:38Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:56:05Z</updated>
   
   <summary>ميخائيل وروبل، نقاش و طراح و تصويرگر و معلم روسي در سال 1856م متولد شد....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      ميخائيل وروبل، نقاش و طراح و تصويرگر و معلم روسي  در سال 1856م متولد شد.
      ميخائيل وروبل، نقاش و طراح و تصويرگر و معلم روسي  در سال 1856م متولد شد. وي از برجسته‌ترين هنرمندان وابسته به جنبش سمبوليسم به شمار مي‌آيد و توانست در مقام يك معلم آگاه و شايسته، نسلي از هنرمندان پيشتاز را در روسيه پرورش دهد.
او خيلي زود سنت واقعگرايي روسيه را پشت سرگذاشت. از زماني كه كار مرمت ديوار نگاره‌هاي بيزانسي كيف را سفارش گرفت، تحقيقاتي را پيرامون تجزيه و تحليل تصويري آغاز كرد. سپس پيگيرانه دست به تجربه هاي تازه براي حل مسائل ساختار تجسمي زد. و در زمينه‌هاي نقاشي، طراحي براي صحنه و تصويرگري كتاب قريحة سرشار و خلاقيت خويش را نشان داد. برخي از آثار او پيش درآمدي برآثار كوبيسم و فوتوريسم در اروپا بود. با اين جال او در زمان حيات هيچگاه مقبوليت عام نيافت. وروبل با چند گروه مترقي روسي از جمله دنياي هنر همكاي داشت.
در آستانة انقلاب 1905،بخش مهمي از هنر روس از فشار حكومت ظالمانةی تزار نيكولاي دوم به دامان عرفانگرايي و خلوت رؤياها پناه برد. كار اين هنرمندان كه ديد طبيعت‌گرايانه را از نقاش روسيه زدودند، در نهايت به قطع رابطه با واقعيت بصري انجاميد. سمبوليسم در روسيه از ويژگيهايي برخوردار بود كه آن را از جريانهاي مشابه در اروپاي باختري متمايز كرد. اين وجه تمايز نه فقط در مضامين، بلكه در قالب بيان هنر نيز رخ مي‌نمود.
واروبل يكي از پيشگامان اين جريانات مترقي در روسيه به شمار مي‌آيد. او سنت واقعگرايي روسيه را وانهاد تا بتواند زندگي روحي خويش را بنماياند. وروبل در نور محتضر شامگاهي و سايه‌هاي بنفش و آبي سرد كه بر مناظرش مي‌گسترانيد و در ارواح سرگردان و پيكره‌هاي غريبي كه مي‌كشيد، نه فقط روياهاي شاعرانة غم‌انگيز بلكه آرزوي دنياي ديگر و بهتر را مجسم مي‌‌كرد.
توانائيهايش در بكارگيري مناسب از وسايل تصويري به او امكان را مي‌داد كه سطح واقعيت عيني را بشكافد و معناي دروني در آن بيابد. او به دنبال بازنمايي عيني در فضاي واقعي نيست بلكه همواره به دنبال تجسم يك حالت روحي است.
وروبل نيز مانند بسياري از نقاشان سمبوليست از ادبيات بسيار مايه‌ مي‌گرفت ولي شخصيت‌هايي را از دنياي ادبي برمي‌گزيد كه بتواند از طريق آنها ذهنيت خود را بهتر بيان كند.
از اين رو«هملت شكسپير» و «فاوست گوته» و «اهريمن و لرمانتوف» را به تصوير در مي‌آورد. (او به لورمانتوف علاقه‌اي خاص داشت و بسياري از كتابهاي او را مصور كرد) وروبل به هنر و افسانه‌هاي قومي و سرودهاي حماسي كهن روسيه نيز عميقاً عشق مي‌ورزيد اين شيفتگي، هم در گزينش موضوع شماري در آثارش و هم در شكلها و مضمونهاي خيالپردازي در برابر طبيعت رخ نمود.
بيش از همه، اهميت وروبل در توجيها و تجربه‌هاي بكري است كه در زمينة ساختار تجسمي به وجود آورد. او در مقام يك معلم برجسته توانست تجربيات خود را به نسل جوان پس ازخود انتقال دهد. از اين جهت مي‌توان نقش او را در تحول هنر روسيه، با نقش گوستاو مرو در نقاشي فرانسه قابل مقايسه دانست.
سالها بعد، نائوم گابو، يكي از كنسترو گيوسيتهاي روسيه دربارة وي گفت:( در روسيه هنرمندي وجود داشت كه قطعي ترين نفوذ را به طور اعم در نسل من در روسيه و شخصاً در خود من، به جاي گذارد. مردي با قريحه‌اي سرشار و شهرتي اندك در اروپا، اوروبل بود. اگر مجال مطالعة آثارش را داشته باشيد خواهيد ديد كه او در فن‌ نقاشي بدعتهايي بزرگ آفريد. آنچنانكه بعدها، زماني كه كوبيسم سربرآورد، براي ما بيگانه نبود. زيرا ريشه‌هاي اسلوب كوبيسم قبلاً در كارهاي واروبل‌ـ به ويژه در طرح واره‌هاي آبرنگ او ـ ديده مي‌شد) وروبل سرانجام در سال 1910 در حالي كه هيچگاه به مقبوليت قابل توجهي دست نيافت براثر بيماري رواني در كيف، زادگاهش، در گذشت. 
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نقاشي انقلابي كر</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/39.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.39</id>
   
   <published>1386-10-24T00:54:52Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:55:25Z</updated>
   
   <summary>تحولات اجتماعي و سياسي همواره در بتن خود نوعي از شاكلة بيان هنري را در ميان جوامع به وجود آورده‌اند كه گاه در راستاي تحولات اجتماعي و سياسي قرار مي‌گيرد....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      تحولات اجتماعي و سياسي همواره در بتن خود نوعي از شاكلة بيان هنري را در ميان جوامع به وجود آورده‌اند كه گاه در راستاي تحولات اجتماعي و سياسي قرار مي‌گيرد.
      تحولات اجتماعي و سياسي همواره در بتن خود نوعي از شاكلة بيان هنري را در ميان جوامع به وجود آورده‌اند كه گاه در راستاي تحولات اجتماعي و سياسي قرار مي‌گيرد و گاه در جبهة مقابل صف‌آرايي مي‌كند. چنانكه مي‌توان گفت مرزميان تغييرات عمده و ساختاري در هنر مستقيماً تحت تأثير تغييرات ژرف اجتماعي و سياسي شكل مي‌گيرد و گاه تا آنجا پيش مي‌رود كه نگرش جديد در هنر، باعث دگرگون شدن مسير تحولات جديد اجتماعي و سياسي مي‌شود. هرچند خود اين نگرش زائيدة نگري ديگر است، اما به اصلاح و تغيير در نگرش مبدأ منجر مي‌شود و گاه خود نقطة شروعي براي حركتهاي راديكال در جوامع در حال تغيير است.
به طور كلي مي‌توان گفت كه صورتهاي جديد هنري يا صرفاً در راستاي تحولات جديد حركت مي‌كنند و يا در جبهة مخالف در بسياري موارد جريان  اجتماعي و سياسي روند تحولات هنري را در دست مي‌گيرد و در واقع هنر به عنوان ابزاري تبليغاتي در راستاي حركت جديد مورد استفاده قرار مي‌گيرد و نوعي جريان همگرا و تبليغاتي و شعاري را در هنر به دنبال دارد.
اين گونه جريانات هنري غالباً با حمايت رهبران و سياست مداران مواجه شده و به صورت گسترده در جامعه نمود پيدا مي‌كند و حمايت مالي و اجتماعي  جامعه به كار گرفته مي‌شود و حتي به منزلة دست‌آويزي قوي در مقابله با هنر راديكال و مخالف، به پامي‌خيزد.
در خلال جنگ كره و پس از پايان جنگ و در خلال تحولات عمدة اجتماعي در كره و همزمان با رشد تفكر كمونيسم و قدرت گرفتن آن، هنر به عنوان ابزاري قوي و كارآمد كه در جامعة كره داراي اقبالي گسترده بود، توسط رهبراه جنبش جديد به كار گرفته شد و نوعي جديد از بيان هنري ـ چه از لحاظ مضمون و محتوا و چه از لحاظ فرم و ريشه‌هاي سنتي هنركره ـ به وجود آمد.
هرچند كه اين بيان و شاكلةی جديد با هنر سنتي كره و زيبايي‌شناسي مردم عامه فاصلة زيادي داشت اما در مدت زمان كوتاهي ‌توانست جايگاه مقبول و گسترده‌اي را در ميان اقشار مختلف جامعه براي خود ايجاد كند. اين حركت نوين، در راستاي تفكرات اجتماعي و سياسي جاري در جامعة كره به پيش مي‌رفت و مورد حمايت رهبران و دولت كره بود.
در واقع مي‌توان گفت كه سكان حركت نوين هنر را رهبران  جنبش كمونيسم كره در دست داشتند و به بيان ديگر سفارش دهندة اصلي توليدات هنري در اين برهه دولت مردان كره بودند.
قالب و محتواي عمدةی آثار خلق شده، در راستاي بيان تفكرات كمونيسم و تبليغ نگرش اجتماعي در حال جريان بود.
در جامعة آن روز كره كه داراي نوعي دگماتيم گسترده بود ايجاد ارتباط ميان مردم و هرچيز جديد بسيار دشوار مي‌نمود. حال آنكه هنر سنتي كره با ريشه‌هاي مذهبي آميخته بود و در واقع هنر سنتي كره در خدمت مذهب بود و هر تغيير جديدي در بيان هنري يا با اقبال مردم روبه‌رو نمي‌شد و يا با جبهه‌گيري مردم همراه بود.
در اين ميان قرابتي كه ميان تفكر كمونيسم و ريشه‌هاي مذهبي و اجتماعي كره وجود داشت به ياري توسعة بيان هنري جديد- آميخته با تفكرات كمونيسم-آمد و باعث شد كه برخورد مردم با شاكلة ی هنر جديد و استقبال از آن تسريع پيدا كند.
توجه اين جنبش هنري جديد به رويدادهاي اجتماعي و به خصوص توجه به كاست متوسط جامعه به خصوص كشاورزان ـ‌كارگران باعث شد كه اين گروه از مردم به سرعت با آن ارتباط برقرار كنند. هرچند كه از لحاظ بصري تفاوت زيادي ميان آثار جديد و هنرسنتي كره وجود داشت، اما همين توجه به تودةی مردم از جانب هنرجديد باعث ايجاد ارتباط ميان مردم و جريان هنري جديد شد.
نقاشي به عنوان هنري كه از ديرباز در ميان فرهنگ كره مورد توجه خاص بود اين بار نيز به طور گسترده‌اي تحت تأثير جنبش جديد اجتماعي ـ سياسي قرارگرفت و نوعي رئاليسم اجتماعي آميخته با سانتي مانتاليسم، با گرايشات كمونيسمي به وجود آمد.
در واقع نقاشي رئاليسي كره‌ را مي‌توان ادامة رئاليسم كمونيستي روسيه و چين دانست. و نقاشان كره‌اي در ارائه آثار خود توجه خاص به نقاشان روسيه و چين داشتند. مضمون اين نقاشي‌ها را كار كشاورزان درمزرعه‌ها‌ـ كارگران در كارخانه‌ها ـ سربازان در ميدان جنگ و به طور كلي رويدادهاي اجتماعي با رويكرد انقلابي بود و به طور كلي بازنمايي آنچه در جامعه براي پيش‌برد اهداف انقلاب نوين كره در جريان بود.
همياري مردم‌ـ روحية نشاط و همبستگي‌ـ تعاون اجتماعي‌ـ تلاش براي توسعه اقتصادي ـ روحية وطن‌پرستي‌ـ عدالت اجتماعي و به طور كلي هرآنچه به عنوان آرمان كمونيسم در كره شناخته مي شد به عنوان موضوع كار براي نقاشان مطرح بود.
 به بيان ديگر نقاشي كره در راستاي تبليغات حذب كمونيسم و رشد روحيةی تودةی مردم به طور گسترده به كار گرفته شد و مورد حمايت دولت مردان كره قرار گرفت.
و رفته رفته به نوعي هنر در خدمت سياست تبديل شد. هرچند در ميان هنرمنداني كه به اين نوع نقاشي مي‌پرداختند كساني نيز بودند كه به جنبه‌هاي اجتماعي صرف مي‌پرداختند و از بيان شعاي فاصله مي‌گرفتند، اما اغلب هنرمنداني كه در اين گرايش بودند براساس سفارش و خط ‌مش نظام دولتی كار مي‌كردند و اغلب آثار بيشتر جنبة شعاري و تبليغاتي داشتند و گاه تا لبة پرتگاه هزل پيش مي‌رفتند.
اما به طور كل نقاشي انقلابي كره هرچند به اندازه‌هاي رئاليسم كمونيستي روسيه و چين از لحاظ هنري قابل توجه نيست، اما معرف فرهنگ انقلابي و روحية نشاط جمعي و سخت‌كوش مردمي كره است. و به خوبي به بازنمايي فرهنگ و جنبش جديد كره مي‌پردازد.
نقاشان كره‌اي جنبش جديد سعي داشتند تا ريشه‌هاي سنتي نقاشي كره را نيز در نقاشي خود حفظ كنند. از جمله از لحاظ نوع رنگ‌پردازي‌ـ ساده‌نگاري‌ـ روايت‌گري و تركيب‌بندي كلي آثار مي‌توان تأثيرات هنر نقاشي سنتي كره را مشاهده كرد. اغلب نقاشي‌هاي اين دوره به صورت ديوارنگاره‌هاي بزرگ و يا تابلوهاي بزرگ نصب شده در اماكن عمومي و دولتي بود.
به طور كل نقاش جنبش كمونيسم كره نوعي نقاشي رئاليستي آميخته با فرهنگ بومي كره است و سرشار از بازنمايي لحظاتي از تاريخ آن كشور كه به بيان همت و كوشش مردمي سخت‌كوش و ميهن‌پرست و آرمانگرا مي‌پردازد.

(م ر ش‌ـ 86 ـ2 / حمزه فرهادي)
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>تاریخچۀ کتابخانۀ دوران باستان</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/38.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.38</id>
   
   <published>1386-10-24T00:54:04Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:54:37Z</updated>
   
   <summary>ازخرابه های شهرهای باستانی سومریان چنین برمی آید که سومریان درحدود 2700 سال پیش ازمیلاد کتابخانه های شخصی ، مذهبی و دولتی برپا کرده بودند....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      ازخرابه های شهرهای باستانی سومریان چنین برمی آید که سومریان درحدود 2700 سال پیش ازمیلاد کتابخانه های شخصی ، مذهبی و دولتی برپا کرده بودند.
      کتابخانه سومریان:
ازخرابه های شهرهای باستانی سومریان چنین برمی آید که سومریان درحدود 2700 سال پیش ازمیلاد کتابخانه های شخصی ، مذهبی و دولتی برپا کرده بودند، مشهوراست که کتابخانه « تلو» مجموعه ای متجاوز از30000 لوحه گلین داشته است، تمدن سومریان از3500 سال پیش ازمیلاد پا گرفت ودرعهد طلایی « اور» شکوفا شد.
مورخان سومری ثبت تاریخ جاری و بازسازی داستان گذشته شان را آغاز کردند. کهن ترین نظام نگارش شناخته شده « خط میخی » است و اعتبارسومریها به سبب ابداع این خط و خدمت بزرگ آنها به بشریت است. برای نوشتن ازقلم فلزی و تیزی ( به شکل میخ ) استفاده می کردندو برموادی چون گل نرم، عاج یا چوب می نوشتند. برای این منظورکاتباتی تربیت شده وجود داشتند و پس ازنوشتن گل نرم را می پختند تا سخت شود قطعات گل پخته به صورت لوحه، نخستین کتاب هایی است که تا کنون کشف کرده اند. چون لوحه هایی ابزارثبت اطلاعات تجاری، آثارمذهبی شامل دعاها، مناسک ، علایم جادویی، افسانه های مقدس و حکایات وروایات قومی و ملی بودند.
می بینیم که برای این لوحه ادبیات، اندیشه های اجتماعی ، سیاسی و فلسفی خود راحفظ کرده اند و درمیان مواد حفاری شده ازخرابه های شهرهای باستانی سومری لوحه هایی وجود دارد که قطعات ادبی هزاران سال کهن ترازایلیاد درآنها نقش بسته است. سومریان کهن ترین ادبیات شناخته شده انسان را تدوین کردند ازتمامی متونی که برگل یا مواد مناسب نگاشته است و تا کنون به دست آمده درمی یابیم که 95 درصد این متون به امربازرگانی، اداری و حقوقی ارتباط دارند. فرهنگ سومری برای مدتی بیش از1500 سال ازنیمه هزاره چهارم تا آغاز هزاره دوم پیش ازمیلاد برسرزمین « رافدین » سیطره داشت. درازای این تاریخ، نویسندگان سومری توانستند شماربسیاری ازمتون را درموضوعات مختلف و درنسخه های متعدد وبه نگارش درآوردند. برخی ازافسانه های رایج مانند داستان « دلاورناکام گیلگمش » درنسخ های فراوان و روایت های گوناگون به جا مانده است.
سومریان این گل نوشته ها رادرمعابد یا کاخ های سلطنتی یا مدارس حفظ می کردند درحقیقت سومریان نخستین کسانی بودند که این دستاوردها را به این هدف روشن یعنی حفظ آن برای نسل های آینده ثبت کردند. به عبارت دیگرسومریان کسانی بودند که به کتاب نقشی اختصاص دادند که تا به امروزبا آن درارتباط است. بدین معنا که دستاوردهای فرهنگی و فناوری انسانی را پاس دارد و پاسخگوی اهداف قانونی و آموزشی و دیگر نیازهای روزانه اوباشد.

کتابخانه بابلیان
بابلیان نوشتن خط میخی و همه دانش های ریاضی و ستاره شناسی و غیره را ازسومریان آموختند. کتابخانه هایی درمعابد و قصرها وجود داشتند ویکی ازمهم ترین و بهترین نمونه های آنها کتابخانه « بورسیپا » بود که یکی ازشاخص ترین کتابخانه های عصرباستان بود. ازمهمترین آثارباقیمانده ازتمدن بابلیان می توان « قانون حمورابی » را نام برد.

کتابخانه آشوریان
پادشاهی آشوریان همزمان با فرمانروایی بابلیان بود. مشهوراست که کتابداری به منزله یک پیشه به آن دوران بازمی گردد. آشوربانیپال که ازسال 626 تا 668 پیش ازمیلاد می زیست، نخستین مفسرکارکتابداری درنظرگرفته می شود وی درشهرنینوا کتابخانه ای بزرگ تاسیس کرد و کاتبانی را به کتابخانه بورسیپا گسیل داشت تا لوحه های گلی و استنساخ و نوشته های موجود درآنجا به کتابخانه نینوا منتقل کنند.
« آشوربانیپال » را باید به حق کتابدارپادشاه باستانی تاریخ تمدن نامید. درتاریخ کتابخانه برای نخستین باردرکتابخانه نینوا به فهرست برمی خوریم. لوحه ها با نظمی منطقی برحسب موضوع یا نوع مرتب شده و هریک نشانه شناسایی داشت و سیاهه محتوی هراتاقک یا حجره که برسردرآن کنده کاری شده بود درفهرست نیز مندرج بود. کتابخانه آشوربانیپال درنینوا تصویرکم و بیش کاملی ازرشد وپیشرفت نگارش وشکل وشیوه نگهداری میراث انسانی درفرهنگ سومری ، بابلی و آشوری را طی ادوارآغاز تاریخ دراختیارمی گذارد.
« گیتز» درهمین ارتباط اظهارمی دارد که اگرسهم سومریان درتمدن بشراختراع خط و نگارش و سهم بابلیان قانون بود، عطیه آشوریان به آیندگان کتابخانه سازماندهی شده به شمارمی رود. پس ازمرگ آشوربانیپال کتابخانه به حیات خود ادامه داد تا این که درسال 612 پیش از میلاد ( میدی کیازاس ) نینوا را تخریب کرد وپس ازآن شهرتجدید بنا نشد. به همین دلیل باستان شناسان توانستند باقیمانده کتابخانه آشوریان را به همان شکلی که سربازان میدی ترک کرده بودند کشف کنند.

کتابخانه مصریان
تمدن باستان مصریان همزمان با تمدن های سومریان و بابلیان و آشوریان شکوفا شد اما کارمصریان ازنظرشکل کتاب و مواد نوشتنی با آنها تفاوت بسیارداشت. ماده نوشتنی آن برگ « پاپیروس » بود. ازقلم مو مانند به منزله ابزارنگارش استفاده می شد و شکل کتاب آنها طومارپاپیروس نام داشت و نگارش آنها به خط تصویری ( هیروگلیف ) انجام می گرفت.
مصریان خود کتاب را چنان بزرگ می داشتند که گویی آن را می پرستیدند. برای مثال دریکی ازمتون دیدگاه ژرفی ازپیرامون ارزش درسخن نگارش یافته می خوانیم : « انسان می میرد و جنازه او به خاک تبدیل می شود و همه روزگاران او چهره درنقاب خاک می کشند و این کتاب است که یاد اورا از زبانی به زبان دیگر انتقال می دهد. نگارش سودمند ترازیک خانه ساخته شده با یک صومعه درغرب یا ازیک قلعه شکست ناپذیریا یک بت دریک معبد است.»
طومارهای پاپیروس معمولاً درکوزه دهان گشاد ( خوم ) گلی یا استوانه های فلزی دارای نشانه های شناسایی نگهداری می شد. قدیمی ترین کتاب مصری و مشهورترین کتاب عالم به نام « پاپیروس پرس » که قبل ازسال 2880 پیش ازمیلاد به نگارش درآمد، اکنون درکتابخانه ملی پاریس نگهداری می شود.
درپرتو آب و هوای بسیار مناسب مصر،بسیاری ازطومارهای پاپیروس به ویژه درگورستان و بقایای معابد و حتی درخانه های شخصی محفوظ مانده است. کتاب نگارش یافته به ورق پاپیروس درمصرشکل طومارداشت.
به نظرمی رسد تنها نوشته هایی که به تعداد فراوان درمصراستنساخ می شد وبه معرض فروش می آمد مرده نامه ها بود. مرده نامه عبارت بوده است ازمجموعه هایی با متون مختلف که به سحر و جادو مربوط می شد و ازآنها انتظارمی رفته است که آسایش مدفون را درگورتامین نماید.
زیباترین نمونه های این مرده نامه ها به نقاشی های رنگارنگی زینت یافته بود که مناظری اززندگی انسان مدفون شده را درگورنشان می داد. بسیاری اوقات گفته می شود که این مرده نام ها کهن ترین نگاشته های مصوردرجهان هستند. این مرده نامه ها ازسوی کاهنان نوشته می شد. آنها درنسخه هایی که برای فروش دربازارفراهم می آوردند جایی را خالی می گذاشتند تا درآن نام شخص متوفی را بنویسد. نسبت مرده نامه به کل کتاب ها درمصر95 درصد بود.
کتابخانه اسکندریه
شاید بتوان بزرگ ترین دستاورد تاریخی کتابخانه دوران باستان را تاسیس کتابخانه اسکندریه مصردانست. میان کتابخانه های نینوا و اسکندریه شباهت های قابل ملاحظه ای وجود دارد، هردو نهادهایی با ویژگی جهانی بودندکه شاهزادگان حاکم آنها را بنیاد نهادند هرچند  اختلافات زیادی میان مواد نوشتنی و شکل کتاب آنها به چشم می خورد. درنینوا لوحه های گلی و دراسکندریه طومارهای پاپیروس وجود داشت و چهارقرن میان برپایی آنها فاصله بود.
سابقه تشکیل کتابخانه اسکندریه به زمانی برمی گردد که اسکندربرمصرتسلط یافت و دستورداد تا درکناررود نیل شهری بزرگ به نام اسکندریه ایجاد کنند، به دلیل علاقه فراوان وی به کتاب و هنر، بسیاری ازعالمان و دانشمندان درآنجا جمع شدند.
پس ازمرگ اسکندربطلمیوس اول جانشین وی شد و دستورداد تا بزرگترین کتابخانه آن زمان دراسکندریه ساخته شود درآنجا دو کتابخانه به وجود آمد اولی درناحیه ای به نام « موزه » که حدود 200 هزارطومارپاپیروس داشت به عنوان بخش اساسی آکادمی دانشمندان و با حمایت بطلمیوس اول ساخته شد. مشهوراست که هرکشتی ای که دربندراسکندریه لنگرمی انداخت کتاب های  داخل آن را به کتابخانه برده و پس ازاستنساخ ازروی آن به داخل کشتی برگردانده می شد. درهنگام حمله و تسلط رومی ها، این کتابخانه حدود 700 هزارطومارپاپیروس داشت که ازسراسر جهان گردآوری و به زبان های مصری، لاتین و دیگرزبان ها نوشته شده بودند. دومین کتابخانه دراسکندریه درناحیه « سراپیوم » که بطلمیوس سوم آن را ایجاد کرده بود درمعبد « سراپیس » قرارداشت که درحدود 100 هزارطومارپاپیروس داشت.
اززمان سقوط اسکندریه تاکنون ازنظراندازه چنین مجموعه ای حتی درفرهنگ غربی یا دردوره فرهنگی هم تکرارنشده است. کتابخانه های اسکندریه نظرمردان مشهورتاریخ را به خود جلب نمودند. درمیان کتابداران آن می توان از« دمتریوس »، زنودوتوس، اراتوستن، آپولونیوس، کالیما خوس » و بلند مرتبگان دیگر را نام برد. روشن است که کتابداران اسکندریه دانشوران بزرگی بودند و کتابداری کار فرعی آنها به شمار می آمد. آنها به گرد آوری کتاب ها و منابع اصیل می پرداختند، آنها را فهرست نویسی می کردند. به تهیه « کتابشناسی ها » دست می زدند. همچنین ویرایش کتاب ها، ترجمه آنها، نوشتن ادبیات و آثارخود و سرپرستی مرکز کتابت  را نیز برعهده داشتند. به قولی درتاریخ کتابداری زمانی بود که کتابداران ازبشترین حرمت و احترام برخورداربودند. افرادی بسیارمقتدرو متولیان آموزش به شمارمی آمدند. برای مشاهده اوج این دوران باید به عزت اسکندریه باستان اندیشید.
کتابخانه موزه را 47 سال قبل ازمیلاد مسیح « ژولیوس سزار» رومی به آتش کشید. کتابخانه سراپیوم نیزتحت سلطه « تئودوسیوس کبیر» 395 سال بعد از میلاد که بسیاری ازمعابد بت پرستان را ریشه کن کرد ازبین رفت. به هرحال آنچه ازکتابخانه های اسکندریه باقی مانده بود پس ازفتح مصربه وسیله مسلمانان به طورکلی ازبین رفت.
   </content>
</entry>
<entry>
   <title> .Modern Mexican art هنرمکزیکی نوین</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/37.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.37</id>
   
   <published>1386-10-24T00:53:08Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:53:49Z</updated>
   
   <summary>شکل گیری و تحول هنرمکزیک درسدۀ بیستم تا حد زیادی به اوضاع سیاسی و اجتماعی این کشوربستگی داشته است....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      شکل گیری و تحول هنرمکزیک درسدۀ بیستم تا حد زیادی به اوضاع سیاسی و اجتماعی این کشوربستگی داشته است.
      شکل گیری و تحول هنرمکزیک درسدۀ بیستم تا حد زیادی به اوضاع سیاسی و اجتماعی این کشوربستگی داشته است. تا چند دهه پس ازانقلاب 1910، مسلک گرایی، آموزشگری، و خدمت به آرمانهای انقلابی عناصرشاخص این هنربه شمارمی آمدند. با شروع انقلاب، هنرازحمایت دولتی برخوردارشد. شرایط جدید فرهنگی مسئولیت اجتماعی خطیری را دربرابر تمامی هنرمندان مکزیکی نهاد. هنرمندان برجسته ای چون اُرُسکو* و سیکه ایرُس* و ریورا*- که آوازۀ نامشان ازمرزهای ملی بسیارفراتررفت- استعدادهای خویش را وقف پیشبرد هدفهای انقلاب و تعمیق ریشه های فرهنگ ملی کرد. پیش ازجنگ جهانی دوم، دیوارنگاری و هنرگرافیک برتری کامل داشتند. به طورکلی می توان پیکرنمایی با گرایشی به کاریکاتور، نماد پردازی اجتماعی، بدویگرایی تغزلی، و انگیزۀ قوی آموزشگری را ازمشخصات بارزهنرمکزیکی دراین دوره دانست. درهمین سالها بودکه نقاشی نوین مکزیک با آثارتامایو*، آلفردو سالسه، فریدا کالو* و خوآن اُگُرمان تنوعی بیشتریافت.
انقلاب مکزیک، دردهۀ نخست، برنامۀ سازندۀ مشخصی نداشت، با این حال ، مبارزۀ نیروهای انقلابی علیه تسلط خارجیان، قدرت کلیسا، امتیازات خاص، مالکیت وسیع و استثماردهقانان، تمرکزثروت، و ظلم مقامات حکومتی متمرکز بود. این خواستها شمارزیادی ازهنرمندان مکزیکی را به حرکت واداشت. بسیاری ازآنان به طورفعال درنبردهای انقلابی شرکت کردند، و آرمان روشنگری توده ها و دستیابی به هنری مبتنی برسنتهای ملی را برخواستهای انقلاب افزودند. شاید بتوان تقاشیهای فرانسیسکو گوی تیا را برجسته ترین آثارهنری دهۀ نخست انقلاب دانست. زندگی فاجعه آمیزسرخپوستان روستایی مضمون اساسی نقاشیهای او بود. پُساذا* نیزبا باسمه های خود نمونۀ بارزی ازهنرمردمی را ارائه کرد. درکاراین هنرمندان دو خصلت اصیل هنرمکزیکی – ذهنیت مرگ اندیش و گرایش به کاریکاتور- آشکارگردید. درهمین سالها،اُرُسکو نیزدهشت جنگ داخلی مکزیک را درکاریکاتورها و طرحهای انقلابی اش نشان داد.
درآغازدهۀ 1920، آلوارواُبرگُن زمان امورکشوررا به دست گرفت. اهداف فرهنگی خُسه واس کُنسِلُس – وزیرآموزش و پرورش – انگیزۀ نیرومندی برای نوزایی هنرمکزیکی پدید آورد. او سیاست حمایت دولتی ازهنرمندان را گسترش داد، و نظام خاص هنرآموزی درروستاها را بنیان نهاد. دکترآتل *، یک ازفعال ترین ومؤثرترین شخصیتهای انقلاب، نخستین انجمن هنرمندان مکزیکی را ایجاد کرد. او که ذهنی پژوهنده و طبعی هنرمندانه داشت، محورتجمع هنرمندانی شد که فعالیت شان بیشترناشی ازشورخلاقه و آرمان گرایی انقلابی بود تا برنامۀ زیبایی شناختی مشخص. درهمین زمان، اُرُسکو ازآمریکا، وریورا و سیکه ایرُس ازاروپا به مکزیک بازگشتند وبه جنبش هنری پیوستند. سیکه ایرُس، قبلاً، دربیانیۀ مشهورخود آرمان « هنرسترگ و حماسی، هنرانسانی و همگانی، براساس نمونۀ زندۀ آثاراستادان بزرگ و فرهنگ شگفت انگیزآمریکای پیشااسپانیایی » را پیش نهاده بود. مجموع این کوششها راه تحول بعدی هنرمکزیکی نوین را هموارساخت . به زودی، حرکتی وسیع درعرصۀ دیوارنگاری با مضمونهای اجتماعی پدید آمد.
دردوران حکومت ژنرال کایِس هنرملی مکزیک برای مدتی ازپیشرفت بازمان. اُرُسکو و دیگران ازکاردولتی معزول شدند؛ و سندیکای کارگران فنی، نقاشان و مجسمه سازان- که هستۀ مرکزی جنبش بود- منحل گردید. ولی با انتصاب نارسیسوباسُلز به مقام وزارت آموزش و پرورش (1933)، هنرانقلابی روند شکوفایی خود راازسرگرفت. ازاین پس، دولت درمورد سفارش دیوارنگاری برای کلیۀ مدارس نوبنیاد خط مشی ثابتی را دنبال کرد. طی چند سالی که حمایت دولتی قطع شده بود و درجوّ ارتجاعی حاکم امکان طرح مسایل اجتماعی جاری وجود نداشت، برخی ازدیوارنگاران مکزیکی درخارج از این کشور به فعالیت پرداختند. درداخل مکزیک گروهی ازپرده نگاران تحت تأثیرجریانهای هنرمدرن اروپا قرارگرفتند، وبهره گیری ازهنرعامیانه موجود را بربازنگری درریشه های هنرقومی ترجیح دادند. نوعی کلاسیک گرایی سترگنما رایج شد که مانوئل رُدریگس لُسانو وشاگرد او، خولیوکاستُلانُس، ازنمایندگان آن بودند. کارلُس مُریدا، هنرمند گواتمالایی، که درنقاشی آبرنگ شهرت داشت، ازسبک تغزلی بومی به ترکیب بندیهای انتزاعی اشیا و سپس به نوعی انتزاع هندسی گرایید. تامایو درنخستین نمایش انفرادی آثارش درشهرمکزیکو، موضوع طبیعت بیجان و یا مضمونهای سادۀ روزمره را دراسلوبی نو ارائه کرد. او با طرح این نظریۀ زیبایی شناختی که ارزش یک پرده نقاشی نه درمحتوای ایدئولُژیک بلکه درمحتوای بصری آن است، درمقابل سیکه ایرُس قرارگرفت.

با روی کارآمدن لاساروکاردِناس (1934 )، دورانی جدید ازاصلاحات اجتماعی ، و زمینه ای مساعد برای گسترش هنرمردمی آغازشد. « اتحادیۀ نویسندگان و هنرمندان انقلابی » و « کارگاه هنرگرافیک مردمی » برای حمایت ازبرنامۀ اصلاحات شکل گرفتند. اتحادیآ نامبرده جنبش جدید هنربرای تودۀ مردم را سازمان داد. دیوارنگارۀ بازارآلبِلاردو رُدریگِس نخستین نمونه ازاین گونه هنربود که با همکاری پرشورچندین نقاش به انجام رسید، ولی موفقیت چشمگیری به بارنیاورد.« کارگاه هنرگرافیک مردمی » به رهبری لئوپُلدو مِندِس، ویک هنرمند متولد آمریکا به نام پابلو{پُل}اُهی گینزتشکیل شد(1937 ). این سازمان ازپروژه های تبلیغاتی و فعالیتهای گروهی حمایت می کرد؛ و بیشتربه اثرگذاری پیام تصویراهمیت می داد تا کیفیتهای زیبایی شناختی آن. ازمیان اعضای این گروه می توان هنرمندانی چون آنتونیوپوخُل ( شاگردتامایو و مریدا )، آلفردوسالسه، ورُبرتوبِردِسیو ( هنرمند بُلیویایی ) را نام برد. دردو دهۀ 1930 و 1940 ، نقاشیهای دیواری متعددی با همکاری اُهی گینز، مِنِدس ودیگران اجرا شدند. شیوۀ کارآنان تلفیقی ازسبکهای ریورا و اُرُسکو بود. جزدرمورد سالسه – که نقاشیهای دیواری سیمانی درمدرسۀ آیوتلا را ساخت – گرایشی به بیان مبالغه آمیزدرکاراینان وجود داشت. درانی میان، خوآن اُگُرمان از شخصی ترین شیوه برخورداربود. او معمارهم بود، و چندین دیوارنگارۀ بزرگ اجراکرد. نقاشی دیواری ضدفاشیست و ضد کلیسایی او درفرودگاه مکزیکو، پس از بروزتمایلات دست راستی درحکومت، معدوم شد ( 1939 ). دیوارنگارۀ روایی عظیم او درکتابخانۀ شهرپاتس کوآرو، یکی ازمفصل ترین نقاشیهای دیواری مکزیک به شمارمی آید. او، همچنین، کتابخانۀ شهرجدید دانشگاهی را تزیین کرد(1952 ). اُگُرمان، درمقام سرپرست بخش ساختمان وزارت آموزش همگانی ، بربناسازی 30 مدرسه جدید نضارت داشت؛ وبه همین سبب نیز به عنوان یکی ازرهبران معماری نوین درمکزیک شناخته شد.
صنعتی شدن سریع مکزیک ازمیانۀ دهۀ 1940، درآثاری چون دیوارنگارۀ « هنر- ماشین » کاراُرُکسو درمدرسۀ ملی تربیت معلم ( 1947) دیوارنگارۀ سیکه ایرُس درسازمان ملی پُلی تکنیک (1952 )، وشماری ازنقاشیهای دیواری خُرخه گُنسالِس کامارِنا برای بناهای صنعتی و تجاری بازتاب یافت. فعالیتهای ساختمانی مکتبی جدید درمعماری مکزیک پدید آورد که توجه خارجیان را به خود جلب کرد. رشد بورژوازی دولتمند، پیدایی نگارخانه های خصوصی و انبوه خواستاران پرده های نقاشی را درپی داشت. دولت دراوایل دهۀ 1950 ،« سالن تجسمی مکزیک » را برپا کرد که درآن نقاشان مستقل می توانستند، بدون پرداخت کارمزد، آثارشان را به نمایش بگذارند وبه فروش برسانند. با تأسیس بخش تحقیق دربارۀ مواد پلاستیک درسازمان ملی پلی تکنیک، ترکیبات جدید شیمیایی چون وینی لیت ها و پیروکسی لین ها ساخته شدندو دراختیارنقاشان قرارگرفتند. سیکه ایرُس این نوع مواد را دردیوارنگاره های متأخرش به کاربرد. کامارِنا نیز دریک دیوارنگارۀ بزرگ برای ساختمان ادارۀ تأمین اجتماعی ازمواد وینی لیت استفاده کرد( این دیوارنگاره توسعۀ شهرنیومکزیکو را نشان می دهد). کامارِنا یکی ازبهترین دیوارنگاران میانۀ قرن بود که به شیوه ای نومایه وسرشارازشاعرانگی دست یافت. تامایو ومارتی نِس اُیوس نیزازبرجسته ترین پرده نگاران دهۀ 1950 بودند. اُیوس به دلیل طرز سازماندهی فضا وتأثیر عرفانی آثارش معروف شد. تامایو ازلحاظ کیفیتهای صوری به پختگی بیشتری رسید و نقاشی اش را با نوعی رمزپردازی تشویش انگیزدرآمیخت. خِسوس گرِروگالوان کلاسیک گرایی خاص خود را درموضوعهای واقعی واساطیری ادامه داد. کارلُس اُرُکسو رُمِرو، ریکاردو مارتی نِس و گیِرمومِسا، اگرچه به سنتهای دوران انقلاب وفادارنماندند، هریک به طریقی درغنای نقاشی پیکرنمای مکزیکی کوشیدند.
به طورکلی، نقاشی مکزیک ازلحاظ تعهد اجتماعی و دستیابی به شیوۀ نوین واقعگرایی به چنان پایه ای رسید که نظیرآن را درکمترکشوری می توان سراغ گرفت. هنرمندان مکزیکی نه یک ایدئولُژی تحمیل شده ازبالا، بلکه اندیشه ها و آرمانهایی را تبلیغ می کردندکه خود درمطرح کردن آن نقش اساسی داشتند. تجربه هیا متنوع اینان به آمریکا، شوروی {سابق}، و کشورهای دیگر رسوخ کرد؛ اما به خصوص، درسراسرآمریکای لاتین بسط یافت. درسالهیا اخیر، شماری ازهنرمندان با روحیۀ مکزیکی و آثارخیالپردازانه شان درعرصۀ جهان مطرح شده اند؛ ازجمله:
 الخاندروکُلونگا،خُسه لویس کِواس، هِلِن اِسکُبِدو، خولیوگالانِ، گونتِر، گرِسکو، رُبِرتو مارکِز و فرانسیسکو تُلِدو.
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>Coptic art - هنرقبطی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/36.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.36</id>
   
   <published>1386-10-24T00:51:59Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:52:57Z</updated>
   
   <summary>هنرمربوط به جماعت مسیحی مصر، که تاریخ آن محتملاً ازسدۀ پنجم آغازمی شود و تا سدۀ هشتم ادامه می یابد....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      هنرمربوط به جماعت مسیحی مصر، که تاریخ آن محتملاً ازسدۀ پنجم آغازمی شود و تا سدۀ هشتم ادامه می یابد.
      هنرمربوط به جماعت مسیحی مصر، که تاریخ آن محتملاً ازسدۀ پنجم آغازمی شود و تا سدۀ هشتم ادامه می یابد. سبک هنرقبطی تلفیقی ازسبکهای مصری باستان، هلنیستی {هنریونانی*} وبیزانسی را نشان می دهد. دیوارنگاره ها ازسطوح رنگی تخت، نقوش گیاهی و جانوری و پیکرهای ساده شدۀ انسانی با چشمان سفید و ابروان انبوه تشکیل یافته اند. درآثارهنرنساجی- که به وفوربرجای مانده است- نظیرهمین شیوۀ نقاشیهای دیواری ار می توان بازشناخت. مجسمه های سنگی حالتی خشک و ساختگی دارند، و روی سطح آنها را نقشهای پیچاپیچ فراگرفته است.
اوج هنرقبطی دراواخرسدۀ ششم است. تسلط اعراب مسلمان برمصرتأثیرفوری براین هنرنگذاشت. اما بعداً درزمان فرمانروایی طولونیان و فاطمیان (868-1169 )، مرحلۀ دیگری درتاریخ هنرقبطی پدید آمد. درانی دوره، تمایزی اساسی میان آثارقبطیان و مسلمانان مصروجود ندارد. درواقع، هردوهنرازبغداد، قسطنطنیه و قُرطبه متأثرشدند. این وضع پس ازآغاز حکومت ایوبیان تغییرکرد؛ و قبطیان درشرایط جداماندگی بیش ازپیش ویژگیهای هنرشان را ازدست دادند. هنرقبطی – به خصوص درزمینه های نساجی و کنده کاری – سهم مهم درشکل گیری هنراسلامی* داشت. ازسوی دیگر، نقاشی و مجسمه سازی قبطی ازطریق تماس با اسپانیای مسیحی یکی ازسرچشمه های هنررومی وارد بود. ( شماری نمازخانه وحجره با ساختارخانه خانه ازقبطیان برجای مانده است.) 
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>پلی جریسم: (Plagiarism)سرقت ادبی- هنری</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/35.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.35</id>
   
   <published>1386-10-24T00:51:07Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:51:47Z</updated>
   
   <summary>پلی جریسم واژه ای است به معنای سرقت ادبی- هنری که از کلمه ای یونانی به معنای «سرک کشیدن» گرفته شده است....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      پلی جریسم واژه ای است به معنای سرقت ادبی- هنری که از کلمه ای یونانی به معنای «سرک کشیدن» گرفته شده است.
      پلی جریسم: (Plagiarism)سرقت ادبی- هنری
پلی جریسم واژه ای است به معنای سرقت ادبی- هنری که از کلمه ای یونانی به معنای «سرک کشیدن» گرفته شده است و به طور کلی  امروزه در ادبیات و هنر به سرقت آثار ادبی و هنری به هر شکل اطلاق می شود.
گاهی از این واژه برای معنای گرته برداری نیز استفاده شده است.
پلی چریسم در مجموع به سرقتهای ادبی و هنری به گونه های مختلف گفته می شود که از دیرباز تا به حال سابقه دارد.
از برداشت عینی و بی کم و کاست آثار هنری گرفته تا تغییر صوری در آثار هنری و یا ختشه دار کردن و یا دخل و تصرف در بتن آثار هنری نوعی پلی جریسم و سرقت هنری محسوب می شود.
گاهی دنباله روی صرف و بی کم و کاست از شیوه های ارائه ی هنر و تقلید کورکورانه از مضمون- شکل و یا تکنیک نیز به عنوان نوعی پلی جریسم شناخته می شود.
در نقاشی، تکه گزینی از آثار نقاشان دیگر و یا بازنمایی آثار دیگران بدون رجعت به اصل کار نوعی پلی چریسم انگاشته شده است.
«حسین واعظ کاشفی» متوفی به سال 906 یا 910 ق- در کتاب «بدایع الافکار فی صنایع الاشعار» سرقت ادبی را به 4 دسته تقسیم بندی می کند.
1- مصالته (سبقت گرفتن) که در آن شاعر، شعر شاعر دیگری را بدون هیچگونه تغییری عینا به خود نسبت میدهد.
2- سلخ (پوست باز کردن) که در آن شاعر شعر دیگری را سرمشق قرار داده و هر کلمه ی آن را با کلمه ای دیگر عوض می کند.
3- مسخ (تغییر دادن صورت به صورتی زشت تر)
4- المام (قصد کردن) که در آن شاعر معنی و مفهوم شعر دیگری را با واژه ها و تعبیرات خود بازگو می کند.
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>والوری بلاستیسمی (valonie Blasticismit)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/34.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.34</id>
   
   <published>1386-10-24T00:50:26Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:50:56Z</updated>
   
   <summary> در حدود سال 1918 گروهی تحت عنوان والوری بلاستیسمی به گرد دکریکو- نقاش متافیزیک- جمع شدند....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
       در حدود سال 1918 گروهی تحت عنوان والوری بلاستیسمی به گرد دکریکو- نقاش متافیزیک- جمع شدند.
       در حدود سال 1918 گروهی تحت عنوان والوری بلاستیسمی به گرد دکریکو- نقاش متافیزیک- جمع شدند. افراد این گروه از همان اعضای نقاشی متافیزیکی، که دکریکو هسته ی مرکزی آن بود تشکیل یافته بود و فقط تفاوت آنها به خاطر اهمیت دادن ویژه آنان به ارزشهای آکادمیک و سنتی هنر ایتالیا بود فعالیت این گروه که تنها تا سال 1912 پایدار ماند، بدون سازماندهی خاص بود. و می توان گفت آنها به خاطر گردآمدن در اطراف تشکیلات مجله ی بروگلیو به این نام خوانده شدند. دوپیسیس، موراندی، کارا، ساوینیو، اعضای این گروه به همراه دکریکو و بروگلیو با انرژی فراوان و تا حدی ژرف نگری و مطالعه به همراه بلند پروازی و جاه طلبی های دور و دراز این هنرمندان، در خصوص زیبایی شناختی تحرک لازم را به گروه بخشید. تشکیل گروه والوری بلاستیسمی، انعکاس خوبی در آلمان یافت، به طوری که بخشی از گروه هنرمندان آن کشور نسبت به آن اقبال نشان دادند. ولی هنرمندان سورئالیست فرانسه واکنش خشونت آمیزی نسبت به دکریکو از خود نشان داده و او را به خیانت متهم کردند. این گروه پس از یک دوره فعالیت کوتاه- تقریبا سه ساله- از هم گسسته شد بدون آنکه مانیفست مشخص از خود ارائه دهند. اما به فاصله ی کوتاهی در 1922 نهضت دیگری شکل گرفت که بعدا «درستتوی» خوانده شد.
 
هنر مدرن- بررسی و تحلیل هنر معاصر جهان (مرتضی گودرزی دیباج)
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>گروه لندن Londan Group</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/33.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.33</id>
   
   <published>1386-10-24T00:49:45Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:50:15Z</updated>
   
   <summary>گروه لندن به طور رسمی در سال 1914 به وجود آمد اما ریشه های آن را در یک دهه پیش از آن می توان یافت....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      گروه لندن به طور رسمی در سال 1914 به وجود آمد اما ریشه های آن را در یک دهه پیش از آن می توان یافت.
      گروه لندن به طور رسمی در سال 1914 به وجود آمد اما ریشه های آن را در یک دهه پیش از آن می توان یافت. در واقع در سال 1905 که سیکرت به لندن بازگشت و گروه به طور غیررسمی مرکزی برای تبلیغ نقاشانی چون پیسارو، هارولدگیلن، چارلی گپینز و اسپنسر بود آغاز واقعی فعالیت این جمع به شمار می رود .آنان بیشتر به نقاشان پست امپرسیونیسم همچون گوگن علاقه داشتند و به امپرسیونیسم چندان رغبتی نشان نمی دادند. هنرمندان گروه به شکل منظم در کارگاه سیکرت در شماره 19 خیابان Fitzroy با یکدیگر ملاقات می کردند و در بحث های مختلف شرکت می جستند گرچه قرار بود که گروه لندن از انتشار مقالات انتقادی تند پرهیز کند اما در عین حال اعضای گروه در پی جست و جو و مطالعه بر روی موضوعات روزمره و زندگی های پست بودند و با سیستم رایج انتخابی نمایش آثار مخالفت بودند انجمن هنرمندان متحد که با این نظر موافق بودند اولین نمایشگاه خود را در سال 1908 با بیش از 3000 اثر بر پا کردند با توجه به گستردگی زیاد عملکرد چنین نمایشگاهی برای دفاع از آثار، در سال 1911 گروه کمدن تاون Camden town پدید آمد که اولین نمایشگاه خود را در نگارخانه carfox تحت سرپرستی گرهGore بر پا کرد. در بین شانزده تن اعضاء اصلی این گروه علاوه بر سیکرت، پیسارو، گیلمن، گنینز، و گروه افرادی چون اپنس، اِ. چان، اچ. کمپ و سانسون دیده می شدند. در سال 1914 این گروه با ریاست گیلمن با چندین گروه کوچکتر (بیش از همه ورتی سیست ها vortisists) متحد شده و گروه لندن Group London را تشکیل دادند (این نام به پیشنهاد اپستین Epstein انتخاب شد) و در همان سال در نگارخانه ی گوپیل آثار خود را به نمایش گذاشتند در میان اعضاء جدید این گروه با مبرگ، لوئیس، ناش، و واتسورت وجود داشتند در طی چند سال بعد افراد دیگری چون گرانت، گرنلروفینسکی به این گروه پیوستند در حدود سال 1970 حدود 90 نفر عضو این گروه بودند که نقاشان و مجسمه سازانی از هر سبکی، از رئالیستی ترین هنرمند تا سبک های کاملا غیر فیکورایتور را در برمی گرفت در شکل جدید، آنچه برای اعضای  این گروه به عنوان تئوری و هدف مهم به شمار می رفت کیفیت کار بود. شرکت در نمایشگاه های سالانه این گروه برای افرادی غیر از اعضاء آن  آزاد بود و بدین ترتیب بیشتر هنرمندان جوان برای نمایش اولین آثار خود به آن چشم دوخته بودند.

هنر مدرن- بررسی و تحلیل هنر معاصر جهان- (مرتغی گودرزی دیباج)
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مختصری بر پست مدرنیسم: (postmodermsm)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/32.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.32</id>
   
   <published>1386-10-24T00:47:59Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:49:33Z</updated>
   
   <summary>پست مدرنیسم یا همان پسانوگرایی جریانی است که الارقم پشبرد چشمگیر آن در قرن 20 و 21 هنوز نمی توان تعریف جامع و قاطعی پیرامون معنا و کار بست عمومی و اختصاصی آن ارائه داد....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      پست مدرنیسم یا همان پسانوگرایی جریانی است که الارقم پشبرد چشمگیر آن در قرن 20 و 21 هنوز نمی توان تعریف جامع و قاطعی پیرامون معنا و کار بست عمومی و اختصاصی آن ارائه داد.
      پست مدرنیسم یا همان پسانوگرایی جریانی است که الارقم پشبرد چشمگیر آن در قرن 20 و 21 هنوز نمی توان تعریف جامع و قاطعی پیرامون معنا و کار بست عمومی و اختصاصی آن ارائه داد. چرا که هنوز با خود در جدال است و آنگونه که باید دارای شکل و مضمون جامعی که بتوان آن را در غالب توصیفی بیان کرد قرار نگرفته است.
 به همین دلیل در تعاریفی که از پسامدرنیسم ارائه می شود تناقضات و اختلاف نظرهای بنیانی وجود دارد و هر توصیف، بیانی است که از دیدگاه خاص و جهت گرفته ی توصیف کننده القاء می شود. در واقع می توان چنین گفت که پسامدرنیسم مجموعه ای است گسترده از ایدئولوژیها و سمت گیری های مختلف که ارتباطی منسجم با هم ندارند و تنها در راستایی التقاتی در حرکت و تکاپو هستند.
در بیانی فکاهی و طنزگونه شاید بتوان گفت پست مدرنیسم تنها به معنی پس از جریان مدرن و مکتب بعد از مدرن معنا پیدا می کند و به چیز دیگری که بتوان از آن در غالبی یکپارچه و مضمونی متحد و مکتبی منسجم یاد کرد.
عده ای از متفکران و نظریه پردازان، پست مدرن را ادامه ی مدرنیسم می دانند و آن را مرتبت با تجربیات و دست آوردهای مدرن بر می شمارند و بر این عقیده استوارند که پست مدرنیسم ادامه ی منطقی مدرنیسم است و رابطه ی مشترکی در این دو مکتب ارائه می دهند. و پاره ای دیگر پست مدرنیسم را در مخالفت با مدرنیسم می دانند و آن را به مصابح دیواری در رویاروی مدرنیسم می دانند گویی پست مدرنیسم برای نفی تفکرات و بیان مدرن پا به عرصه ی وجود می گزارد.
ظاهرا مفهوم پست مدرنیسم را اولین بار نویسنده ای اسپانیایی به نام «فدریکو وی انیس» در سال 1934 در اثر ادبی از خود به نام «گزیده ی شعر اسپانیولی» به کار برده است و از آن در تشریح واکنش نسبت به مدرنیسم استفاده نموده است.
اصطلاح پست مدرنیسم، آنگونه که امروزه به کار برده می شود، از سال 1950 در آمریکا و کشورهای اروپای غربی به کار گرفته شد و در پایان دهه ی 1960 به عنوان جنبش فرهنگی و هنری شناخته شده و از دهه ی 1980 گسترش یافت.
پست مدرنیسم جریانی است در مخالفت با آوانگاردیسمی که در جریانات مدرنیستهای قرن 20 دیده می شود و این حد فاصل میان دیدگاه پست مدرنیسم و مدرنیسم است.
 از طرفی پست مدرنیسم علاقه ی بسیاری به سنت های گذشته نشان میدهد. حال آنکه مدرنیسم جریانی بر ضد سنتهای گذشته بود. همین نکته باعث شد که بسیاری پست مدرنیسم را در مخالفت با مدرنیسم به شمار آورند. از طرفی پست مدرنیسم در نگاهی که به سنت دارد به شکلی آگاهانه از دلباختگی به سنت و نزدیک شدن به رمانتیسیم دوری می جوید حال آنکه مدرنیسم در خلال دوری گزینی از سنتها دارای نوعی رمانتیسیم فانتزی است.
در عین حال پست مدرنیسم قرابت چشم گیری با اکپسرسونیسم دارد و می توان نشانه های مشابهی بین این دو مشاهده کرد و از طرف دیگر پست مدرنیسم اصول مشترکی چون حقیقت مطلق- وحدت و پیوستگی، و حقیقت مستقل از ذهن را که در مدرنیسم به طور گسترده ای مطرح می شود، نمی پذیرد.
 پست مدرنیسم ایدئولوژی مدرنیسم را محافظه کارانه می انگارد و به دنبال نوآوری مداوم و پی در پی و افراطی است و از طرف دیگر بر خلاف مدرنیسم رجوع مستقیم به سنتها را جایز میداند.
پست مدرنیسم همانند مدرنیسم از واقع گرایی گریزان است و تقلید از واقعیت را جایز نمیداند. و اگر هم چنین تقلیدی صورت بگیرد همانند اکسپرسیونیسم با استفاده از نشانه و نمادها بیان می شود نه عینیت واقعی و محتوا گرایی.
به طور قطع پست مدرنیسم به دنبال مدرنیسم متولد شده و برخی از اصول کلی گرایشهای مدرنیسم، همچون کثرت گرایی، التقاط گرایی- خودآگاهی، متن گرایی و خودگرایی را دنبال می کند. ولی دیدگاهی افراطی تر و تندروتر را می پیماید. 
آنچه در پست مدرنیسم اهمیت دارد این است که سعی دارد فاصله ی میان فرهنگ توده های مردم و فرهنگ طبقه ی روشنفکر را به هم نزدیک سازد و از تحقیر هنر عامیه پرهیز می کند و به دنبال ایجاد پلی است میان آنچه مدرنیسم آن را هنر ناب می خواند با هنر عامه. 
به علت افراط و تفریط هایی که در جریان پست مدرن در خلال این سالها وجود داشته است امروزه تعریفی که از آن می توان داشت تنها جریانی است اجتماعی، انتخابی، هرج و مرج گرا، گریزان از واقعیت، قداست معابانه با اعتدال گرایی در ماوراء الطبیعه. 
پست مدرنیسم به عدم پیوستگی و نامشخص بودن در جهان معاصر متهم است. و همواره به دنبال شناخت واقعیتی از خود است.
 
حمزه فرهادی (ش/م-86)-1
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ارفسیم: (Orphism)</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://ahvazart.com/archive/31.php" />
   <id>tag:ahvazart.com,2008://1.31</id>
   
   <published>1386-10-24T00:47:16Z</published>
   <updated>1386-10-24T00:47:48Z</updated>
   
   <summary>عنوانی است که آپلینر (Apollinclire) نقاش و منتقد آلمانی مقیم فرانسه (پاریس) و یکی از مجموعه داران معروف، بر گرایش های تازه ای که در آثار دلنه (Dolaunay) و چند نقاش دیگر صورت گرفته بود نهاد....</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="articles" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://ahvazart.com/">
      عنوانی است که آپلینر (Apollinclire) نقاش و منتقد آلمانی مقیم فرانسه (پاریس) و یکی از مجموعه داران معروف، بر گرایش های تازه ای که در آثار دلنه (Dolaunay) و چند نقاش دیگر صورت گرفته بود نهاد.
      عنوانی است که آپلینر (Apollinclire) نقاش و منتقد آلمانی مقیم فرانسه (پاریس) و یکی از مجموعه داران معروف، بر گرایش های تازه ای که در آثار دلنه (Dolaunay) و چند نقاش دیگر صورت گرفته بود نهاد، تا آثار و تجربیات آنها را از آنچه که  کوبیسم پیکاسو نامیده می شد مجزا سازد. در واقع به وجه تمایز میان تجربه ی کوبیسم دلنه و کوبیسمی که پیکاسو و براک به آن دست یافته بودند اطلاق می شود. و این عنوان را نیز در مورد آثار فرناند لوژه (fernand leger) و پیکابیا (picabia)- مارسل دوشان (marsell dushan)و کوپکا (kupka) و حتی برخی از آثار متاخر پیکاسو  نیز به کار برد اما اصطلاح ارفیسم به طور مطلق تنها در ارتباط با آثار دلنه و همسرش (سینا دلنه) پایدار ماند.
نقاش دلنه در این دوره که گاه «ارفسیم کوبیستی» نیز نامیده می شود ترکیبی است تغزلی و شاعرانه از: دایره، پاره سطح ها و ریتمهای رنگین که شالوده ی هنری آنها بر تجربه های کوبیستی او در اواخر دهه نخست سده ی بیستم استوار است.
نقاشان آمریکایی: راسل (Russel) و مک دانلد رایت نیز روشی همینگونه در رنگ پردازی داشته اند.

حمزه فرهادی
   </content>
</entry>

</feed>
