هنرمربوط به جماعت مسیحی مصر، که تاریخ آن محتملاً ازسدۀ پنجم آغازمی شود و تا سدۀ هشتم ادامه می یابد.
هنرمربوط به جماعت مسیحی مصر، که تاریخ آن محتملاً ازسدۀ پنجم آغازمی شود و تا سدۀ هشتم ادامه می یابد. سبک هنرقبطی تلفیقی ازسبکهای مصری باستان، هلنیستی {هنریونانی*} وبیزانسی را نشان می دهد. دیوارنگاره ها ازسطوح رنگی تخت، نقوش گیاهی و جانوری و پیکرهای ساده شدۀ انسانی با چشمان سفید و ابروان انبوه تشکیل یافته اند. درآثارهنرنساجی- که به وفوربرجای مانده است- نظیرهمین شیوۀ نقاشیهای دیواری ار می توان بازشناخت. مجسمه های سنگی حالتی خشک و ساختگی دارند، و روی سطح آنها را نقشهای پیچاپیچ فراگرفته است.
اوج هنرقبطی دراواخرسدۀ ششم است. تسلط اعراب مسلمان برمصرتأثیرفوری براین هنرنگذاشت. اما بعداً درزمان فرمانروایی طولونیان و فاطمیان (868-1169 )، مرحلۀ دیگری درتاریخ هنرقبطی پدید آمد. درانی دوره، تمایزی اساسی میان آثارقبطیان و مسلمانان مصروجود ندارد. درواقع، هردوهنرازبغداد، قسطنطنیه و قُرطبه متأثرشدند. این وضع پس ازآغاز حکومت ایوبیان تغییرکرد؛ و قبطیان درشرایط جداماندگی بیش ازپیش ویژگیهای هنرشان را ازدست دادند. هنرقبطی – به خصوص درزمینه های نساجی و کنده کاری – سهم مهم درشکل گیری هنراسلامی* داشت. ازسوی دیگر، نقاشی و مجسمه سازی قبطی ازطریق تماس با اسپانیای مسیحی یکی ازسرچشمه های هنررومی وارد بود. ( شماری نمازخانه وحجره با ساختارخانه خانه ازقبطیان برجای مانده است.)
