در دنياي غرب، داد و ستد و دلالي آثار هنري همواره با مجموعه داري ملازمت داشته است.
در دنياي غرب، داد و ستد و دلالي آثار هنري همواره با مجموعه داري ملازمت داشته است. دلالان حرفهاي كه با فروپاشي امپراطوري دوم ناپديد شده بودند، اندك زماني پس از پيدايش مجموعه داران بزرگ، دوباره رخ نمودند. حرفهي آنان به ياري هنرمندان و كارشناسان هنري پا گرفت. در مواردي، سوداگر هنر، همان فرستادهي سياسي ميبود كه از جانب شاه يا شاهزادهاي مأموريت خريد آثار هنري مييافت. گاه نيز خود هنرمندان اين نقش را برعهده داشته.
تا قبل از انقلاب فرانسه (1894) بيشتر نقاشان، آثار استادان قديم و يا مجسمههاي عتيقه را براي حاميان خود فراهم ميآوردند.
در همهي دورهها مجموعه داراني وجود داشتند كه در برابر پيشنهادي مناسب حاضر به فروش آثار موجود در مجموعهي خود باشند. اما در واقع آغاز تاريخ سوداگري هنري به سدهي 16م برميگردد.
تضعيف تدريجي اصناف و افزايش شمار مجموعهداران و سياحان، به ازدياد متقاضيان آثار هنري ميانجاميد.
در سدهي 17 به خصوص در هلند، بازار وسيعي براي آثار هنري پديد آمد. در سدهي 18 با از ميان رفتن انحصار هنرپروري لويي چهاردهم، هستههاي جديدي در پيرامون شماري مجموعهدار پاريسي شكل گرفت. در اين موقعيت، افقي تازه در برابر دولتمرداني كه خبره و سوداگر هندي بودند، گشوده شد.
اما در سدهي 19 عصر جديدي در سوداگري هنري آغاز شد. كه براي هنرمندان نوآور اهميت بسيار داشت. اين تحول ناشي از شكافي بود كه ميان هنر رسمي آكادميها كه همچنان هنر بدوري را در انحصار داشتند و هنر پيشرو پديد آمده بود.
يكي از عوامل پايداري و پيش رفت نقاشان نوآور، وجود دلال و منتقداني چون دوران روئل ـ ولار ـ كان وايلر و ديگران بود.
اينان همانند سوداگران هنري قرن 17، غالباً آثار هنري نقاشان مورد نظرشان را پيش خريد ميكردند و گاه به آنها كمك هزينه ميپرداختند. و نيز چون هنرپروران فرهيختهي پيشين با رفتارهاي غير عادي هنرمندان كنار ميآمدند.
سوداگراني از اين دست، نگارخانههاي تجاري نيز به وجود ميآوردند كه باعث ارتباط ميان هنرمند و مردم و اجتماع بود.
نقش دلان ـ منتقدان هنري، نيم قرن در پيشرفت و پيشبرد هنر غرب مؤثر بود. (تقريباً 1870 تا 1920) ولي همراه با توسعهي حمايت دولت و بخش خصوصي از هنرمندان و تنوع فزايندهي سليقهها، اعتبار دلال ـ منتقد به عنوان مدافع اصلي هنرمند تقريباً منتفي شد).
(دايره المعارف هنر ـ روئين پاكباز)
