قالب و نظريهاي در هنر غرب كه از اواخر دههي 1960، پس از مینیمال آرت پديدار شد و سرآغاز پست مدرنيسم بود.
قالب و نظريهاي در هنر غرب كه از اواخر دههي 1960، پس از مینیمال آرت پديدار شد و سرآغاز پست مدرنيسم بود. (سول لويت، در سال 1967، اين اصطلاح را براي توصيف آثار خودش و آثار همانند آن كه مشاركت ذهن تماشاگر را بيش از چشم يا عاطفه او ميطلبد، به كار برد).
در اين نظريه، مفهوم (انگاشت كل از موارد خاص) اهميت دارد و نه چگونگي ارائهي آن؛ فكر هنرمند مهم است و نه شيء هنري. هدف، رسانيدن مفهوم يا ايهي معين به مخاطب است، وسيلهي بيان هر چه باشد. در نتيجه، كاربست غالبهاي هنري متداول نيز امري غير لازم است.
بنابراين، (هنرمندان مفهومي) انگارهها و اطلاعات مورد نظرشان را به مدد مواد گوناگون و ناهمخوان چون، مقاله، عكس، سند، نمودار، نقشه، فيلم ويديويي، و جز اينها و نيز از طريق زبان گفتاري به مخاطبان انتقال ميدهند.
داگلاس هيوبلر، جزف كاسات، لارنس وينر، بروس نومن از ميان آمريكائيان، و گروه هنر و زبان از ميان انگليسيان جزو نمايندگان كانسپچوال آرت بودهاند.
(دايره المعارف هنر ـ روئين پاكباز)
