پس از جنگ جهاني دوم، شكلهاي گوناگوني از انتزاع گرايي آزاد يا هندسي، نقاشي اروپا و آمريكا را در برگرفت.
پس از جنگ جهاني دوم، شكلهاي گوناگوني از انتزاع گرايي آزاد يا هندسي، نقاشي اروپا و آمريكا را در برگرفت. با ادامهي فعاليتهاي استاداني چون فرناندلداه ـ مارك شاگال ـ ماركس ارنست ماسون ـ پيكابيا و ديگران از جمله مارسل دوشان كه پس از 1945 بين پاريس و نيويورك در رفت و آمد بود، مكتب پاريس غنا و رونق بيشتري پيدا كرد.
نخستين گروه نقاشاني كه با داشتن يك برنامهي مدون، توجه را به خود برانگيختند آنهايي بودند كه خودشان را نقاشان جوان پيرو سنت فرانسوي ميناميدند و تحت همين عنوان همگي در سال 1941 يعني در دوران اشغال آلمانها آثارشان را به نمايش گذاشتند. بيشتر اين نقاشان از شاگردان روژهها بيسبه بودند كه او خود تحت تأثير پل كله بود.
اين گروه به طور كلي پيرو سنت فرانسوي، از امپرسيونيسم تا فروئيسم و كوبيسم بودند. و حتي برخي آنها را اسپرسيونيستهاي انتزاع گرا به حساب ميآوردند.
به رغم تسلط جناح امپريسونيستهاي غنايي يا انتزاع گرا طي دو دههي 1940 و 1950 در پاريس، نقاشان ديگري نيز ظهور كردند كه دلبستهي حركت حالت انگيز قلم مو بودند. اين نقاشان كه شامل هانس هادتونگ، ژرار اشنايدر، پي ير سولاژ و ژرژماتيو بودند گروهي را تشكيل دادند كه با تأكيدشان بر برداشت مستقيم، كشف الشهود و آفرينش خود به خودي، همسان اكسپرسيونيستهاي انتزاع گراي آمريكايي بودند. براي سبك اين عده كه به شيوهي كاملاً متفاوت و خاص، از انتزاع گرايي آزاد پيروي ميكردند، اصطلاح هنر انفرمال يا لكه پردازي به كار رفته است. اين واژه توسط ميشل تاپيه، منتقد فرانسوي به كار رفت و مترادف اكسپرسيونيسم انتزاعي اروپايي است. وبه بيان ديگر نوعي نقاشي با تحرك است.
اين شيوه نمايانگر فاصلهگيري از سنت كوبيسم و انتزاعگرايي هندسي براي آفرينش شكل تازهاي از بيان است.
پيدايش اين هنر از دل نقوش كلاً تزئيني آثار انتزاعي پس از جنگ فرانسه، درست از لحاظ زماني، اگر نگوئيم از لحاظ شكلهاي آن، به موازات پيدايش اكسپرسيونيسم انتزاعي در آمريكا است.
غير انفرمال توجه به هنر مشهودي، خود به خودي و غير نظم بردار دارد. اين گونهاي است از نقاشي كه با يك قلم مو و يك بوم سفيد شروع ميشود و ممكن است هر چيزي از آب در آيد. در واقع هنر انفرمال يا مكتب انتزاعگرايي پاريسي مجموعهاي است متنوع و گسترده از ناشيسم، لكهپردازي، چكه رنگ، خوشنويسي انتزاعي و نقاشي ماده پرداز.
به طور كلي هنر انفرمال، در مخالفت با نظمپردازي هندسي و عيني نمود ميكن
