اصطلاحي كه در معاني مختلف بكار برده شده است. برخي از اين معاني بر هم منطبق، و برخي ديگر از هم متمايز هستند.
اصطلاحي كه در معاني مختلف بكار برده شده است. برخي از اين معاني بر هم منطبق، و برخي ديگر از هم متمايز هستند. عمدهترين آنها را ميتوان چنين دستهبندي كرد:
1 ـ رايجترين و بنياديترين معناي نقد هنري مبتني است بر داوري ارزش زيبا شناختي اثر هنري برحسب ميزان و معيار معين زيبايي شناسي، و يا برحسب روش خاص دستيابي به ارزيابي زيبايي شناختي.
در اين معنا، انواع متنوعي از نقد هنري وجود دارند؛ زيرا معيارهاي نقد زيبايي شناختي يا روشهاي ارزيابي زيباشناختي گوناگوناند. معيارهاي فني و اسلوبي در هنر كدهها، مفاهيم برگرفته از آثار استادان گذشته، مفاهيم عمدهترين دستاوردهاي زيباشناختي، ضوابط فلسفي مقدم بر تجربه، و زمينههاي تجربي، جملگي در اين رديف جاي ميگيرند. در يك قطب، معلم هنر يا هنرمند استادي قرار دارد كه مجموعهاي از اصول و قواعد فني تجربه شده را در نقد هنري بكار ميگيرد؛ در قطب مقابل، فيلسوف يا متفكري جاي دارد كه معيارهاي غير تجربي ـ گر چه برخوردار از ملاحظات دقيق و سنجيده ـ را به منظور توصيف و ارزيابي اثر هنري بكار ميبندد.
2 ـ نقد هنري در معناي ديگر برابر است با بيان شخصي واكنش مثبت يا منفي منتقد، بدون توسل به هيچ ملاكي براي قضاوت غالباً، اين نوع نقد بر هر معيار قابل قبولي با نظر شك مينگرد؛ و فقط برداشتها و اظهار نظرهاي منتقد را دربارهي موضوع مورد نقد نشان ميدهد. از اين رو، چندان معتبر نيست.
3 ـ در معناي ديگر، نقد هنري مترادف با بررسي تاريخي آثار هنري است؛ و به خصوص، بر معناي اجتماعي آثار هنري در فرهنگ يك دوره تأكيد ميگذارد. در چنين نقدي، عمدتاً، پژوهش و ژرفنگري در مشخصات سبك و چگونگي گرايشها مطرح است.
4 ـ معناي ديگر نقد هنري ـ كه برخي معاني ياد شده را نيز شامل ميشود ـ معطوف به مطالعه و بررسي شخصيت و مجموعه آثار يك هنرمند است. در اين مورد ممكن است روشهاي روانشناختي، دريافتهاي مشهودي، و بازسازي شخصيت هنرمند مطرح شود. همچنين امكان دارد اظهارنظرهاي اخلاقي با زيبايي شناختي نيز براي داوري عظمت شخصيت هنرمند به ميان آيد.
5 ـ در معناي ديگر، نقد هنري معادل كارشناسي هنري است. در اين مورد، قضاوت دربارهي اصالت اثر هنري، تشخيص انتساب اثر به هنرمندان مختلف، و روشن نمودن سرگذشت آن، و مسايلي از اين دست در قلمرو و نقد جاي ميگيرند.
در تاريخ نقد هنري همواره بحث بر اين بوده كه كدام يك از معاني مذكور مصداق «راستين» نقد است. به نظر ميرسد ضابطهي مشخصي در اين باره وجود ندارد. با اين حال، نقد هنري به هر معنا، كاركرد خاص خود را خواهد داشت، مشروط بر آنكه تمايز آن از معاني ديگر در نظر گرفته شود.
دايرهالمعارف هنر (روئين پاكباز)
