سفر من و محمود نظری به ترکیه بامداد 8 نوامبر 2006 ساعت 35 :4 با پرواز کیش ایرلاین آغاز شد . نکته جالب این که در ساعت 24 من پیامی را از جشنواره دریافت کردم که در همین ابتدا دانستیم که با چه نظم و برنامه ریزی دقیقی روبرو هستیم . پس از رسیدن به فرودگاه آتاتورک در شهر استانبول یک راننده ترک در حالی که اسامی ما را بر روی کاغذ نوشته بود منتظرمان بود .
سفر من و محمود نظری به ترکیه بامداد 8 نوامبر 2006 ساعت 35 :4 با پرواز کیش ایرلاین آغاز شد . نکته جالب این که در ساعت 24 من پیامی را از جشنواره دریافت کردم که در همین ابتدا دانستیم که با چه نظم و برنامه ریزی دقیقی روبرو هستیم . پس از رسیدن به فرودگاه آتاتورک در شهر استانبول یک راننده ترک در حالی که اسامی ما را بر روی کاغذ نوشته بود منتظرمان بود . سپس ما را به هتل برد و در هتل برنامه اقامتمان را به ما داند . صبح روز بعد را با قدم زدن در محله های نزدیک هتل گذراندیم . ما اولین میهمان های جشنواره بودیم . وقتی به هتل برگشتیم جلوی در جولیان پناپای را در حالی که داشت وسایلش را از ماشین بیرون می آورد دیدیم پس از احوال پرسی از او پرسیدیم چرا ایگنات همراه او نیست و او گفت ایگنات به دلیل مشکل قلبی نمی تواند در مراسم حضور پیدا کند .ظهر آن روز با جولیان به انجمن کاریکاتوریست های ترکیه (نصرالین هموجا) رفتیم . توی راه گپ مفصلی به جولیان زدیم و او خیلی چیزها در باره کارتون گفت و اینکه ایگنات را تشویق کرده تا کاریکاتور بکشد و دست نوشته ای راهم از ایگنات که در کتاب جولیان چاپ شده بود به ما نشان داد که این گفته او را تصدیق می کرد . وقتی وارد دفتر انجمن شدیم با پیرمرد بشاشی روبرو شدیم که ریاست دوره ای انجمن را به عهده داشت او رشید یاکانی یکی از کاریکاتوریست های چیش کسوت ترکیه بود . دو ساعتی در دفتر نصرالدین هوجا بودیم و درباره کاریکاتور ایران و ترکیه و سایر کشورها به گفت و گو پرداختیم و سپس به هتل برگشتیم . عصر همان روز در لابی هتل همه کاریکاتوریست ها حضور داشتند به جز یوری کوزوبوکین، لوبیکا کونکاوا،میهاتی ایگنات و البته کاریکاتوریست چینی وای تی شنگ که روز بعد به جمع ما پیوست . از داوران هم استیون برودنر حضور داشت که گفت برادهلند به دلیل اینکه سرش بسیار شلوغ بوده ،حضور ندارد . مصطفی رمضانی مشکل قلبی پیدا کرده ونتوانسته بود به ترکیه بیاید. هنگام شام در مراسم خوشامد گویی نیز با عده ای از کاریکاتوریست های برجسته ترکیه که جزوه داوران هم بودند،آشنا شدیم مانند تان اورال،لطیف دمیرجی،سلکوک دمیرل،البته جای سمیح بالجی اغلو خالی بود. صرف شام حدود سه ساعت طول کشیدو در طول آن در باره ی مسائل مختلف هنری،به خصوص کاریکاتورگفت وگو کردیم.نکته جالب برای برپا کنندگان جشنواره این بود که من توانسته بودم دو جایزه را به خود اختصاص دهم.چون هنگام داوری روی نام هنرمند وزکشورش را با برچسب می پوشانندتا داوری عادلانه انجام شود.آنها وقتی برچسب ها را برداشته بودند،متوجه شدند که دو اثر برگزیده مربوط به یک نفر است،در گفتگوهای که با آنها داشتم ،متوجه شدم که برای کاریکاتور ایران احترام خاصی قاءل اند وتفکرات ایرانی ها را ناب می دانند.
هنگام شام تقابل لطیف دمیرجی و برودنرنیز جالب بود ،چون هر کام با سرعت بالا و کمترین زمان ممکن میکوشیدند کاریکاتور دیگری را بکشند که انصافا هر دو هم عالی بودند.
